محمد تقي المجلسي (الأول)
124
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
نفقه كند ضمان كشد و اگر كسى برو جنايتى كند حاكم را ميرسد كه قصاص كند يا ديت بستاند اگر ولى نداشته باشد و انكس كه طفل برداشته در قصاص و ديت دخل نكند و چون طفل بالغ شود و رشيد و اقرار ببندگى كند معتبر است چون معلوم نباشد ازادى او و دعوى ازادى نكرده باشد و اگر كسى دعوا كند كه انطفل پسر اوست و گواه نباشد و نسب او معلوم نباشد دعوى او معتبر است اگر چه كافر باشد يا بنده ليكن برو بندگى ثابت نميشود فصل دوّم در لقطه و انماليست گذاشته يا گمشده كه كسى بردارد و جهة مالك حفظ كند يا تصرّف كند به شرط و در ان دو بحث است بحث اوّل در حيوان چون حيوانى يافت شود در غير معموره و دست كسى بر ان نباشد پس اگر نتواند خود را نگاهداشتن از موذى مانند گوسفند و كرهء اسپ و شتر سزاوار است كه بستاند و انكس كه بردارد ميرسدش كه نگاه دارد جهة مالك يا به حاكم بسپارد يا انكه تصرّف كند و چون مالك پيدا شود تاوان بدهد و انچه خود را نگاه تواند داشت از موذى مانند شتر و اسپ اگر صحيح باشد يا انكه در اب و گياه باشد فرا نگيرند و اگر كسى فرا گيرد در ضمان اوست و چون به مالك دهد يا حاكم اگر مالك نباشد از ضمان خلاص مىشود و اگر حيوان در معموره يافت شود روا نيست كه كسى بردارد خواه دفع موذى تواند نمود چون شتر و اسپ يا نه مانند بچهء شتر و كرّهء اسپ و اگر كسى بردارد مى رسدش كه جهة مالك نگاه دارد و نفقهء ان برو لازمست و از صاحب باز نستاند و ميرسدش كه به حاكم دهد چون ميسّر باشد و اگر گوسفند باشد سه روز نگاه دارد اگر صاحبش پيدا باشد به او دهد و الّا بفروشد و قيمت نگاه دارد يا به صدقه دهد و چون صاحبش پيدا شود عوض به او دهد و سنّت است كه چون گمشده بيابد گواه بر ان بگيرد و يكسال بر ان منادى كند پس اگر صاحبش پيدا نشود اگر خواهد بامانت نگاه دارد و اگر خواهد بملكيت تصرّف نمايد و چون صاحبش پيدا شود تاوان بدهد و درينمدّت اگر از حاكم نفقه ميسّر نباشد انكس خود بدهد و از صاحب باز ستاند بقول بعضى و اگر از ان نفعى گرفته باشد در عوض نفقه حساب كند و در مدّت يكسال كه بر ان منادى مىكند نزد او بامانت است اگر تلف شود بيتقصير او تاوان بكشد و بعد از يكسال چون قصد ملكيت كند مالك مىشود و در ضمان اوست و چون حيوانى گذاشته باشد در محلّى كه اب و گياه نباشد از مشقت و سختى و كسى بردارد ملك او مىشود و لازمش نيست كه به صاحب باز دهد بحث دوّم در ديگر اموال هر مالى افتاده كه دست كسى بر ان نباشد جائز است كه كسى بردارد ليكن مكروه است اگر چه اعتماد بر امانت خود داشته باشد و سنّت است كه چون بردارد گواه بر ان بگيرد و بعضى از اوصاف ان بگواهان بگويد و شرطست كه انكس كه بر مىدارد صلاحيت كسب مال داشته باشد اگر چه كودك باشد يا ديوانه يا بنده يا فاسق و اگر انمال در حرم يافت شود شرطست كه انكس كه برميدارد عدل باشد و چون كسى مال گمشده بردارد اگر در غير حرم باشد و كمتر از يكدرهم نقره ارزد ميرسدش كه ملك خود گرداند و اگر زياده از ان ارزد واجب است كه مدّت يكسال تعريف و منادى بر ان كند بعد از ان چون مالكش پيدا نشود اگر خواهد نگاه دارد جهة مالك و اگر خواهد به صدقه دهد عوض به مالك دهد چون پيدا شود و اگر چيزى باشد كه نتوان نگاه داشت چون طعام و ميوه تصرّف كند و قيمت به مالك دهد يا به حاكم سپارد و مدّت يكسال تعريف لقطه امانت است در دست انكس و تاوان برو نيست چون تلف شود بيتقصير و زيادتى كه انمالرا پيدا شود چون بچه و شير در مدّت يكسال از انمالكست و همچنين بعد از ان چون نيّت تملك نكرده باشد و اگر نيّت تملك كرده باشد از ان اوست و چون بعد از يكسال تملك نموده باشد و مالك پيدا شود واجب نيست كه عين انمال به او دهد بلكه ميرسدش كه مثل ان انچه مىارزيده